تفاوت هزینهیابی مرحلهای و سفارش کار
تصور کنید دو کارخانه داریم.
کارخانه اول روزانه هزاران بطری آب معدنی تولید میکند؛ محصولاتی مشابه که بهصورت پیوسته از خط تولید خارج میشوند.
کارخانه دوم مبلمان سفارشی تولید میکند؛ یک مشتری ۲۰ صندلی با طراحی خاص سفارش میدهد و مشتری دیگری ۱۰ میز با مشخصات متفاوت.
آیا میتوان بهای تمامشده این دو کسبوکار را با یک روش محاسبه کرد؟
خیر.
ماهیت تولید در این دو واحد متفاوت است و به همین دلیل، روش محاسبه بهای تمامشده نیز متفاوت خواهد بود.
در حسابداری صنعتی، دو روش مهم برای محاسبه بهای تمامشده عبارتاند از:
هزینهیابی مرحلهای (Process Costing)
و
هزینهیابی سفارش کار (Job Order Costing)
شناخت تفاوت این دو روش به مدیران کمک میکند بهای تمامشده محصولات و خدمات را دقیقتر محاسبه و درباره قیمتگذاری و سودآوری بهتر تصمیمگیری کنند.
هزینهیابی سفارش کار چیست؟
در هزینهیابی سفارش کار، هزینهها برای هر سفارش، پروژه یا کار مشخص جمعآوری میشوند.
این روش زمانی مناسب است که محصولات یا خدمات تولیدشده، یکسان نیستند و هر سفارش ویژگیهای خاص خود را دارد.
برای مثال:
- ساخت مبلمان سفارشی
- پروژههای ساختمانی
- چاپخانهها
- تعمیرات تخصصی
- تولید قطعات خاص
- پروژههای مشاورهای
- طراحی و تولید قالب
در این روش، برای هر سفارش یک شناسه یا شماره ایجاد میشود و هزینههای مربوط به همان سفارش ثبت میشود.
مثال ساده
فرض کنید یک شرکت مبلمان، سفارش ساخت ۲۰ صندلی اداری سفارشی دریافت کرده است.
هزینههای مربوط به این سفارش:
| نوع هزینه | مبلغ |
| مواد مستقیم | ۸۰ میلیون تومان |
| دستمزد مستقیم | ۴۰ میلیون تومان |
| سربار تخصیصیافته | ۲۰ میلیون تومان |
| بهای تمامشده سفارش | ۱۴۰ میلیون تومان |
بنابراین:
بهای تمامشده هر صندلی: ۱۴۰ ÷ ۲۰ = ۷ میلیون تومان
اگر شرکت بخواهد ۳۰ درصد حاشیه سود نسبت به بهای تمامشده در نظر بگیرد، قیمت پیشنهادی هر واحد باید بر اساس سیاست قیمتگذاری شرکت محاسبه شود.
نکته مهم این است که هزینهها در این مثال به همین سفارش مشخص مربوط هستند.
هزینهیابی مرحلهای چیست؟
در هزینهیابی مرحلهای، هزینهها برای یک مرحله یا فرآیند تولید جمعآوری میشوند و سپس با توجه به مقدار تولید، بهای تمامشده هر واحد محاسبه میشود.
این روش زمانی مناسب است که:
- تولید بهصورت مستمر انجام شود؛
- محصولات مشابه یا همگن باشند؛
- محصولات از مراحل مشخصی عبور کنند؛
- تفکیک هزینه برای هر واحد یا سفارش عملاً دشوار باشد.
صنایعی مانند:
- مواد غذایی
- نوشیدنی
- سیمان
- مواد شیمیایی
- فولاد
- کاغذ
- رنگ
- پالایشگاهها
معمولاً به سیستمهای هزینهیابی مرحلهای نزدیکتر هستند.
مثال ساده
فرض کنید یک کارخانه تولید نوشیدنی در یک ماه، ۱۰ هزار بطری تولید کرده است.
هزینههای تولید در این دوره:
| هزینه | مبلغ |
| مواد مستقیم | ۵۰۰ میلیون تومان |
| دستمزد مستقیم | ۲۰۰ میلیون تومان |
| سربار تولید | ۳۰۰ میلیون تومان |
| جمع هزینه تولید | ۱ میلیارد تومان |
اگر فرض کنیم تمام ۱۰ هزار واحد تکمیل شدهاند، بهای تمامشده هر بطری برابر است با:
۱,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ÷ ۱۰,۰۰۰ = ۱۰۰,۰۰۰ تومان
در اینجا شرکت معمولاً نمیگوید هزینه تولید بطری شماره ۱۲۳۴ چقدر بوده است.
بلکه هزینه کل فرآیند تولید را محاسبه و سپس هزینه هر واحد را به دست میآورد.
البته در سیستم واقعی، اگر موجودی کالای در جریان ساخت وجود داشته باشد، موضوع معادل آحاد تولید و روشهایی مانند میانگین موزون یا FIFO نیز مطرح میشود.
تفاوت اصلی هزینهیابی مرحلهای و سفارش کار چیست؟
مهمترین تفاوت این دو روش در این است که:
در سفارش کار، هزینهها به یک سفارش مشخص تعلق میگیرند؛ در هزینهیابی مرحلهای، هزینهها به یک فرآیند یا مرحله تولید تعلق میگیرند.
برای درک بهتر، تفاوتها را ببینیم:
| موضوع | سفارش کار | هزینهیابی مرحلهای |
| مبنای جمعآوری هزینه | سفارش یا پروژه | مرحله یا فرآیند |
| نوع محصول | معمولاً متفاوت | معمولاً مشابه |
| تولید | سفارشی یا غیرپیوسته | مستمر یا انبوه |
| بهای تمامشده | برای هر سفارش | برای هر واحد/فرآیند |
| مثال | مبلمان سفارشی | تولید نوشیدنی |
| کنترل هزینه | بر اساس سفارش | بر اساس مرحله تولید |
تفاوت در نحوه محاسبه بهای تمامشده
فرض کنید یک شرکت تولیدی دو سفارش متفاوت دارد:
سفارش A: تولید ۱۰۰ دستگاه
سفارش B: تولید ۵۰ دستگاه
در روش سفارش کار، هزینههای مواد، دستمزد و سربار برای هر سفارش جداگانه جمعآوری میشود.
ممکن است نتیجه این باشد:
سفارش = A ۸۰۰ میلیون تومان
سفارش = B ۵۰۰ میلیون تومان
در نتیجه بهای تمامشده هر واحد نیز برای هر سفارش جداگانه محاسبه میشود.
اما اگر همین شرکت محصولی کاملاً مشابه را بهصورت پیوسته تولید کند، استفاده از هزینهیابی مرحلهای میتواند منطقیتر باشد.
در آن حالت، هزینهها ابتدا در مراحل تولید جمع میشوند و سپس با استفاده از مقدار تولید و در صورت نیاز معادل آحاد، بهای هر واحد محاسبه میشود.
کدام روش بهتر است؟
این سؤال پاسخ ثابتی ندارد.
هیچکدام ذاتاً بهتر از دیگری نیستند.
روش مناسب باید بر اساس ماهیت فعالیت انتخاب شود.
اگر مشتری سفارش خاص میدهد و هر سفارش هزینه و مشخصات متفاوتی دارد، هزینهیابی سفارش کار مناسبتر است.
اگر شرکت محصولی مشابه را بهصورت مداوم و انبوه تولید میکند، هزینهیابی مرحلهای معمولاً انتخاب مناسبتری است.
گاهی نیز یک شرکت ممکن است در بخشهای مختلف خود از ترکیبی از روشها استفاده کند.
یک اشتباه مهم در انتخاب سیستم هزینهیابی
یکی از اشتباهات رایج این است که شرکت فقط به نوع صنعت نگاه کند.
در حالی که باید ماهیت واقعی فرآیند تولید بررسی شود.
مثلاً دو شرکت هر دو در صنعت مبلمان فعالیت میکنند، اما:
شرکت اول مبلمان استاندارد را بهصورت انبوه تولید میکند.
شرکت دوم مبلمان کاملاً سفارشی برای هتلها و پروژههای خاص میسازد.
اگرچه هر دو «تولیدکننده مبلمان» هستند، اما سیستم هزینهیابی مناسب آنها الزاماً یکسان نیست.
پس انتخاب سیستم هزینهیابی باید بر اساس نحوه تولید و جریان هزینهها انجام شود، نه صرفاً نام صنعت.
چرا انتخاب روش صحیح اهمیت دارد؟
انتخاب روش نادرست میتواند باعث شود مدیر تصویر دقیقی از هزینه واقعی نداشته باشد.
نتیجه ممکن است شامل موارد زیر باشد:
- قیمتگذاری اشتباه
- محاسبه نادرست سود
- شناسایی نادرست محصولات سودآور
- کنترل ضعیف هزینهها
- تصمیمگیری اشتباه درباره تولید
- ارزیابی نادرست موجودی کالا
برای مثال، اگر یک شرکت پروژهای را اجرا کند اما هزینههای سفارشها بهدرستی تفکیک نشوند، ممکن است یک پروژه سودآور به نظر برسد؛ در حالی که در واقع زیانده بوده است.
جمعبندی
تفاوت هزینهیابی مرحلهای و سفارش کار را میتوان در یک جمله خلاصه کرد:
سفارش کار میپرسد: «این سفارش چقدر هزینه داشته است؟»
هزینهیابی مرحلهای میپرسد: «این فرآیند تولید چقدر هزینه داشته و سهم هر واحد چقدر است؟»
در هزینهیابی سفارش کار، هزینهها برای سفارش، پروژه یا کار مشخص جمعآوری میشوند.
در هزینهیابی مرحلهای، هزینهها در مراحل یا فرآیندهای تولید جمعآوری و سپس بین واحدهای تولیدی تخصیص پیدا میکنند.
بنابراین قبل از انتخاب سیستم بهای تمامشده، باید به چند سؤال پاسخ داد:
آیا محصولات مشابه هستند؟
آیا تولید مستمر است؟
آیا هر مشتری سفارش متفاوتی دارد؟
آیا میتوان هزینهها را برای هر سفارش بهطور جداگانه ردیابی کرد؟
پاسخ به همین سؤالات، مسیر انتخاب روش مناسب هزینهیابی را مشخص میکند.
در نهایت، هدف از هزینهیابی فقط رسیدن به یک عدد برای «بهای تمامشده» نیست؛ هدف این است که مدیر بتواند با تکیه بر اطلاعات درست، قیمتگذاری، تولید، کنترل هزینه و سودآوری را بهتر مدیریت کند.
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.